ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
319
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
اكرام و احترام كن . فرداى آن روز جورجيس خدمت خليفه رسيد . نبض و قاروده « 1 » او را ديد و دستور داد خليفه كمتر غذا بخورد و غذاى سبك مصرف نمايد و بطريق بسيار صحيح و به صورت خوشى بدرمان پرداخت ، تا آنكه مزاج خليفه به صورت اول برگشت . خليفه بسيار خشنود گرديد و دستور داد هرچه جورجيس بخواهد به او بدهند . پس از چند روز خليفه بربيع گفت : مىبينم مثل اينكه اين شخص رنگش تغيير كرده است . مبادا او را از آنچه عادت بآشاميدن داشته ، منع كرده باشى ؟ ربيع گفت : به او اجازه ندادهايم ، كه به اين خانه مشروب وارد شود . خليفه بربيع تغيّر كرد و دستور داد ، چون چنين كردهاى بايد خودت هر نوع مشروبى كه طبيب به آن عادت دارد شخصا براى او حاضر كنى . ربيع شخصا به طرف « قطربل » « 2 » رفته و از آنجا بهترين شراب را با خود حمل كرد و براى جورجيس برد . پس از دو سال منصور به جورجيس گفت : كسى را بفرست كه پسرت را نزد ما بياورد ، زيرا شنيدهام كه او هم مثل تو طبيب خوبى است . جورجيس گفت : گندىشاپور احتياج زيادى به او دارد و اگر او از آنجا بيايد ، وضع بيمارستان آنجا مختل مىگردد ، بعلاوه مردم شهر هم به او مراجعه مىكنند . در اينجا شاگردانى با من هستند كه آنها را تربيت كردهام و در صنعت طب مهارت يافتهاند ، بدرجهاى كه مثل من مىباشند . خليفه دستور داد ، آنان را روز بعد بحضورش بياورند ، تا امتحانشان نمايد . روز بعد جورجيس عيسى بن شهلا را با خود بدربار آورد . خليفه از او سؤالاتى كرد و دريافت كه بسيار تند - مزاج ولى در صنعت طب حاذق و ماهر است . لذا بجورجيس گفت : شاگرد شايسته خود را معرفى كرده و چه خوب او را تعليم دادهاى .
--> ( 1 ) - در اصطلاح طب قديم ادرار بيمار و ظرف آنكه بمانند تنگ گلابى شكل بوده مىناميدند ( يعنى لفظ قاروره به ظرف و مظروف تواما اطلاق مىگرديده است ) . ( 2 ) - محلى است در عراق عرب كه شرابهاى آن معروف مىباشد .